ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

105

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

چون مستلزم بودن مقدّم آن متصلَّه براى تالى آن قويتر از مستلزم بودن مقدم براى تالى از ترتيبى است كه اكنون ياد شده است . چون اگر شناخت پروردگار را علَّت شناخت نفس قرار دهيم به برهان لم استدلال كرده‌ايم . و بى شك برهان ( لم ) قويتر از برهان ( انّ ) مىباشد ( 1 ) . چون علم به علَّت معيّن مستلزم علم به معلول معيّن مىباشد . امّا علم به معلول معيّن ، جز بر علَّت مطلق دلالت نمىكند و بر علَّت مشخّص هرگز دلالت ندارد . چون رواست كه معلول نوعى ، مستند به دو علَّت باشد پس علت معين و شخصى براى يكى از آن دو مشخص نمىشود . در پاسخ مىگويم : در آنچه گفتى كه برهان ( لم ) قويتر و استدلال كردن به آن سزاوارتر است شكى نيست ، جز اين كه مىگوييم : اين كلمه محقّقا از آن حضرت صادر شده تا ديگران را ادب كند و آنان را بر فراهم آوردن اخلاق كريمه و به دست آوردن فضايل تشويق نمايد . به اين دليل كه چون آدمى نفس خود و عيبها و كاستيهايش را شناخت و دانست كه نفس نياز به كامل شدن دارد اين شناخت عاملى است كه او را به اصلاح كردن دو نيروى عملى و نظرى خود فرا مىخواند . پس امام عليه السلام بعد از يادآورى اين نكته كه نفس نزديكترين چيزها به انسان است هشدار مىدهد كه شناخت نفس واجب است . و با نزديك بودنش به انسان به گونه اى است كه در شناخت آن نياز به جستجوى فراوان دارد . اين شناخت وسيله اى براى رسيدن به هدف است كه خواستهء همه مىباشد و بطور كلَّى واجب است . و آن هدف شناخت صانع و پروردگار است . كار مربّى دانا همين است كه نخست مقصود خود را براى كسى كه تربيتش مىكند مشخّص نموده آن گاه خوبى و دليل واجب بودن آن مقصود را بر او ، توضيح دهد و مقصود اوليّهء حضرت در اين جا اين نيست كه هشدار دهد شناخت خداوند واجب است . و اگر آن حضرت شناخت خداوند تعالى را مقدم مىداشت « صورت متصلَّه پيشنهادى اشكال كننده من عرف

--> ( 1 ) شناختن معلول به وسيلهء علَّت ( برهان لم ) ناميده مىشود و پى بردن به علَّت توسّط معلول برهان ان مىباشد . چنان كه فيلسوف عاليقدر حاج ملَّا هادى سبزوارى در لآلى منظومه صفحهء 92 چاپ قم گويد : برهانتا باللم و الان قسم علم من العلة بالمعلول لم و عكسه ان و لم اسبق و هو باعطاء اليقين اوثق برهان فلسفى به لم و انّ تقسيم شده است : از علَّت به معلول رسيدن برهان لم ، و عكس آن كه پى بردن به علَّت توسّط معلول است ، برهان انّ مىباشد مانند پى بردن از اثر به مؤثر ، برهان لم بر انّ مقدم و در يقين بخشيدن استوارتر از آن است . . م .